شيخ حسين انصاريان
185
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مىشده و از بالاى آن هم مىگذشته است و قريش ترسيدهاند كه خانه خراب شود . بلندى كعبه اندكى بيش از قامت بود ، قريش خواستند آن را بلندتر و مسقّف بسازند و در عين حال كه به اين كار مصمّم بودند ، از خراب كردن آن مىترسيدند ولى پس از سرقت گنجينهء كعبه وادار به خراب كردن و بازسازى آن شدند . چون همگان دربارهء خراب كردن و بازسازى كعبه هماهنگ شدند ابو وهب بن عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم كه دايى پدر رسول خدا بود سنگى از كعبه كند و سنگ از دستش افتاد و در جاى خود قرار گرفت و او خطاب به قريش گفت : اى مردم ! نبايد چيزى غير از اموال حلال خود در اين راه مصرف كنيد ، نبايد درآمدهاى نامشروع خود فروشى و ربا و مظلمهء مردم در اين راه صرف شود . و گفته شده اين مطلب را وليد بن مغيرهء مخزومى گفته است . در عين حال اين كه تصميم به بازسازى كعبه گرفته شد ، مردم از ويران ساختن كعبه مىترسيدند و از شروع به آن كار خوددارى مىكردند . وليد گفت : من اين كار را آغاز مىكنم . تبر در دست گرفت و روى ديوار كعبه ايستاد و گفت : خدايا ! مىدانى كه نيّت ما خير است و نيز گفت : خدايا ! در اين زمينه ما را از گمراهى حفظ فرما . سپس بخشى از ناحيهء دو ركن كعبه را خراب كرد . مردم آن شب را منتظر ماندند تا ببينند سرانجام كار وليد چه مىشود و گفتند : اگر او مُرد كه چيزى از آن را خراب نمىكنيم و آنچه را هم خراب كرده به حال اوّل بر مىگردانيم و اگر حادثهاى براى او پيش نيامد ، دليل بر رضايت خداوند است و بقيّه را خراب خواهيم كرد . فردا صبح زود وليد بر سر كار خود آمد و شروع به خراب كردن كرد و مردم هم همراه او شدند تا به اساس و پايههاى ابراهيمى رسيدند . دستور به جمع آورى سنگ براى بناى كعبه دادند ، پيامبر هم همراه مردم جهت ساختمان كعبه سنگ حمل مىكرد . چون ساختمان كعبه به جاى حجر الأسود رسيد قريش با يكديگر اختلاف پيدا كردند ، هر قبيله مىخواست خودش بدون